آب حموم
دیشب خیلی خسته شدم به زور خودمو انداختم توی حموم که یه دوش بگیرم. (طبق معمول آب گرم رو تا آخر باز کردم) ابی که کف حموم روان شده بود پامو سوزوند نمیدونم چی شد یاد آتیش جهنم افتادم اینکه واقعاً قراره اون دنیا آتیشی باشه یا نه ؟ (راستش هرگز در این مورد به یقین نرسیدم که اگه به یقین رسیده بودم از اول صبح تا آخر شب نماز میخوندم و عبادت میکردم)
واقعاً اگه آتیش جهنم باشه چی؟ وای خدا این همه گناه روکی باید جمع کنه ؟ اونقدرگناه دارم که استغفرالله خود خدا هم زورش نمیرسه یه کاریش بکنه. خدایا چقدر غیبت کردم؟ چقدرتهمت زدم ؟ وای وای چقدر دروغ گفتم؟ چقدر از کار و تو کار دزدی کردم؟ چه وقتا که از من انتظارکاردیگه ای داشتی امامن یه غلط دیگه کردم؟چقدر مردم آزاری کردم؟ چقدر نامردی کردم؟ یا حضرت عباس جواب اینا رو کی میخواد بده؟ خدانکنه جهنم راست باشه که اگه راست باشه پوست از سرمن یکی که کنده است.خداجون خودت یه کاری بکن. بعضی گناهام اونقدربزرگه که اصلاً روم نمیشه ازتو تقاضای بخشش بکنم به جون خودت اصلاً میترسم تقاضای بخشش بکنم فکر کنم این پر رویی و جسارت خودش یه گناه بزرگترباشه هر چندخودش گفته ناامیدی رو بزرگترین گناه میدونه ولی آخه حساب حساب دو دو تا چهارتاست .هر چند تو درکرمت بازبازه اما ... خداجون تورو به امام غریب بیا این جهنمه رو بیخیال شو مخلصتم به قرآن. خودت یه کاریش بکن اصلاً به جای جهنم نمی دونم یه چیزدیگه بذار چی دارم میگم ؟ول کن فقط میدونم اگه روال همین روال باشه من یکی کارم زار زاره. اگه خودمم خدا باشم میله داغ میکنم چهار بارم توش میچرخونم جلیز ولیزشم درمیارم تا کور کور شه. دیگه سرم داره گیج میره. خداجونم به قول مولوی که میگه خداوندا به حق هشت چهارت شتر دیدی ندیدی بذار این شتر مابا بار گناهش گم و گور شه .امین یا رب العامین
اینا رو از توی نامه حضرت علی به امام حسن در آوردم البته اگه ازمن لجش نگیره حضرت علی رو میگم.
"مبادا از اینکه می بینی اهل دنیا، اینچنین به دنیا دل بسته اند و وحشیانه به دنیا هجوم آورده و فزون طلبی پیشه کرده اند، تو نیز فریب بخوری و روش انان را در پیش بگیری، زیرا خداوند تو را از احوال دنیا خبر داده و دنیا نیز وصف خود را با تو باز گفته و زشتیهای خود را به تو نموده است.
همانا اهل دنیا، سگان بانگ زن و درندگاه هاری هستند که به جان یکدیگر افتاده اند؛ یکی از دیگری بدش می آید؛ عزیز، ذلیل را می خورد و کبیر، صغیر را پاره می کند. یک دسته، چهارپایانی دربند و دسته ای دیگر، رها و خرد از دست داده و در کار خویش سرگردانند. در بیابانی درشتناک به چریدن آفت و زیان مشغولند...
دنیا چشمشان را کور کرده و روی آنان را از قبله هدایت برگردانده است. این گمراهان غرق در حیرت اند و غوطه ور در نعمت های این جهانی. دنیا را می پرستند و آن را به منزله خدای خود برگرفته اند و سرگرم بازی دنیا شده اند و در این بازیگریها به ماورای این جهان هیچ توجه و التفاتی ندارند.
صبر کن تا پرده تاریکی برداشته شود و مسافران، پس از پیمودن راه طولانی به منزل مقصود رسند. آن که می شتابد چیزی نمانده است که به مقصد برسد . . . "
هرچی خواستی به ما گفتی . باشه فدات شم اره ما همینایی که گفتی هستیم ولی دم به مرام خودت .نوکرتم بازم یه جوری خودت راهمو نو راستو حسینی کن دیگه . خیلی آقایی به مولا. بای.
