بالاخره وقت كردم اخراجي ها ساخته مسعود ده نمكي رو ببينم دست آقاي ده نمكي هم درد نكنه به خاطر اينكه اولين فيلم سينمايي رو با توجه به تجربه كمش پرفروش ساخته. اعتقاد چون برای بلیطش ۱۵۰۰تومان پول دادم لااقل باید به همین اندازه با توجه به اطلاعات و عقاید خودم نقدش کنم دارم
نمي دونم چرا وقتي ادم سراغ كارهايي آدمهايي ازدست مسعود ده نمكي جنجالی میره به ناچار بايد به خود طرف هم بپردازه شايد دليلش اينه كه اين جور آدمها اونقدر دچار تناقض هستند كه به راحتي با برهان خلف محكوم ميشن. بذارين بدون مقدمه از يه جايي، مثلاً اين نقدو شروع كنيم. اميدوارم نقدانه
منصفانه اي از اب دربياد اخه اين نقد هم مثل فيلم سينمايي آقا مسعود اولين كاره.راستي يادم رفت بگم آقا مسعود جنجالي رو سالهاي زيادي هست كه ميشناسمش .
قرار بود خواهرم رو هم با خودم ببرم سينما تا فيلم اخراجي ها رو كه كمدي بود ببينه اما به دلايلي نتونستم ببرمش و البته وسط هاي فيلم بود كه خيلي خوشحال شدم كه با خودم نبردمش چون دريكي دو قسمت ابتذال به حدي زياد بود كه به عنوان يه برادر بايد ازخجالت اب ميشدم( توي چند سطر پايين عرض ميكنم) خصوصاً اينكه سينما پربود از مرداي ديگه.
بگذريم سريع ميرم سراغ اصل مطلب و اول دلايل خودم رو در مورد فروش بسیارموفق این فيلم عرض ميكنم و بعد ازاون عرائضم رو درمورد خودآقاي ده نمكي دنبال ميكنم. البته قبلش بگم اگر احياناً اسمي برده ميشه دليلي جهت تاييد يا تكفيرنامبرده نيست
دلايل موفقيت فيلم از لحاظ فروش:
1- علاقه مردم براي شاد بودن و خنديدن
2- جمع آوري اس ام اس ها و جوك هاي كوچه بازاري در كنار هم تحت عنوان فيلم سينمايي
3- عبور از خط قرمزي كه خيلي جرات عبور از ان را ندارند و اگرهم جرات كنند باتوجه به تجارب قبلي ممكن است دربين راه از اكران آن جلوگيري شود مانند مارمولك.( سوابق آقاي ده نمكي مصونيت خوبي برايشان ايجاد كرد)
4- شهرت كارگردان با توجه به جنجالهايي صورت گرفته در چند سال اخير خصوصاً جنجالهايي كه جامعه روي آن حساسيت فوق العاده اي دارد.
5- براي اولين باربود كه كارگرداني با طرزفكر آقاي ده نمكي از اين طريق وارد عرصه ميشد و به اندازه کافی این مسئله جلب توجه میکرد( شايد به جرات بتوان آنرا با استقبال كم نظير ازكنسرت فائقه آتشين قياس كرد و مطمئناً اين فيلم درآن سوي آبها نيز با استقبال مواجه خواهد شد )
6- ايفاي نقش چند بازيگر كميك در كنارهم
7- صحبتهاي انتحاري كارگردان در روز اختتاميه جشنواره فيلم فجر كه آگاهانه يا نا آگاهانه باعث شد توجه بسياري ازسينمايي ها رابه خود جلب كند و توجه كردن از جانب برخي از شخصيتها و اختلاف زماني اندك اكران فيلم با جريان به وجود آمده
8- مصادف شدن ساخت فيلم با انتهاي سالي كه به عقيده سينمايي ها سال آشتي سينما با مردم بود.
۹- و البته تا حدودی هم هوشمندی کارگردان
آقاي ده نمكي كه در مصاحبه با نشريه آفتاب عنوان مي كنند ورود زنان به استاديوم باعث شكستن حرمت آنان ميشود چگونه است همان حرمت شكني را ازتوع مرموزتر و به شدت مخرب ترش توسط ايشان به داخل خانه ها آورده ميشود . اگربخواهم با زبان آشناي آقاي ده نمكي سخن بگويم اين نوع حرمت شكني همانند خمپاره 60عمل ميكند بيخبر و بدون هيچ گونه صدايي مي آيد و قرباني ميگيرد و جاي بسي افسوس است كه خمپاره انداز با کمی تخفیف ستون پنجم نیست . من که حقيقتاً از درك حال وهواي ايشان در زماني كه به همراه خواهرخود( يا درآينده با دختر خود) مشغول تماشاي فیلم است عاجزم منظورم قسمتیاز فیلم است که برای جيگر معادل سازي مي كنند. آيا اين همان مسعود ده نمكي پرمدعاست؟ آيا اين همان جوانك مغروري است كه زمين وزمان را به نقد ميكشيد و بسياري را سلاخي شخصيتي ميكرد؟ شخصاً معتقدم اين نوع نگرش از نبود بينش صحیح حكايت ميكند.
زماني استفاده كردن از عبارات ركيك به دليل جامعه ي كاملاً مردانه ، متدوال بود(حتي در سروده هاي بزرگاني چون مولانا، ناصر خسرو ،عبيد زاكاني ازاين دست بسيار است) و اگر امروزه در برخورد های اجتماعی ازالفاظ رکیک استفاده نم یشود به این دلیل است که در دهه هاي اخير با ورود انبوه زنان مکتب دیده و بعد ها انددشمند به درون توده های اجتماع، جامعه مرد سالار ايراني به انفعال واداشته شد و اين انفعال توفیقی شد تا عرف امروزین حاصل شود. و البته عرفی كه جناب مسعود خان نسبت به آن سهواً يا عمداً كاملاً بي توجهي نشان داده و متاسفانه به خاطرشهرت و سابقه شان به سمت مغز ديني و ديندار نیز نشانه رفته اند.
آقاي ده نمكي آمده نيامده انتظار دارند جوايز جشنواره را درو كنند. بايداز ايشان پرسيد آياواقعاً با اين طرزتفكر قصد ايجاد مدينه فاضله را داشته اند؟ شايد اگردر اين فيلم لايه مذهبي برداشته شود، با بسياري از فيلم فارسي هاي نازل دهه 50 هم تراز شود كه البته براي منتقدين حرفه اي و غير حرفه اي سينما كاملاً ً قابل توجيح است چرا كه اولين فيلم كارگردان بوده و شايد ازاين نظر تاحدودي قابل ستايش نيزباشد. حتي اگر در بسياري ازقسمتهاي فيلم کپی آشكارو فوق العاده شبيه به اصل را شاهد باشيم و حتي اگر قسمت هايي زيادي از فيلم فقط نمايش اس ام اس و جوكهاي كوچه بازاري باشد و به عقيده خيلي ها لمپن باشد ( عقیده دارم که اگر بهزاد محمدی امکانات مالی و معنوی آقای ده نمکی را میداشت می توانست بسیار موفقتر باشد ). باور كنيد باورش سخت است اينكه ازمعدود معترضان اجتماعي ما (به زعم خود حق مدار) دردودهه اخير اينچنين ساده انگارانه مي انديشند. عجيب است كه ايشان تصور ميكنند رضايت مردم عادي كم اطلاع (از لحاظ تكنيك ها و مفاهيم سينمايي ) می بايد به معني رضايت متخصصان عرصه نقد و داوری سينما باشد. چه قدرزود فراموش كرده اند انتخاب با اكثريت آراء سيدمحمد خاتمي را و چقدر زود فراموش كرده اند اعتراضات خشن خود را به اين انتخاب مردم. چه طور ميشود آنجا انگونه اعتراض كرد واينجا اينگونه. سوالم را مجدداْ از زاويه اي ديگر مطرح مي كنم . آيا براستي اين نوع برخورد دو گانه بر عدم بينش سالم و عقل منصف وعادل درايشان دلالت نمي كند؟
انشالله اگر عمری باشد قسمت دوم و پایانی اش درروزهای آینده به وبلاگ اضافه خواهم کرد.